معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - اول دفتر/کجای کارمان اشتباه بود؟ - هاشمی سید ناصر
اول دفتر/کجای کارمان اشتباه بود؟
هاشمی سید ناصر
بحبوحهی بمباران سال ٦٨- ٦٧ بود. کلاس دوم راهنمایی بودم، موضوع انشای همهی معلمها در آن زمان «میخواهید در آینده چه کاره شوید؟» بود. کلاس ٣٧ نفرهی ما پر میشد از خلبان، دکتر، مهندس و وکیل. فقط من بودم که میگفتم: میخواهم استاد دانشگاه شوم. این را هم داییام انداخته بود در دهان ما که خودش دانشگاه رفته بود و مهندس شده بود. چندین سال که این موضوع را داشتیم، هر سال من استاد دانشگاه بودم. ٢٠ سال گذشت. آنکه میخواست خلبان شود، راننده شد. آنکه میخواست دکتر شود، پرستار شد، و من که میخواستم استاد دانشگاه شوم، معلم شدم. معلم فارسی، املا و انشا در دورهی راهنمایی، و در زنگ انشا دوباره همان موضوع تکراری «میخواهید در آینده چه کاره شوید؟»؛ ولی دیگر در کلاس از خلبان، مهندس و دکتر خبری نیست؛ در هیچ کدام از کلاسها و کلاس پر میشود از فوتبالیست، بازیگر و خواننده...
و من فکر میکنم... فکر میکنم، من که میخواستم استاد دانشگاه شوم و افتخارم این است که کلی کتاب، مجله و روزنامه خواندهام شدم معلم؛ یک معلم سادهی ادبیات. دانشآموزان جدید میخواهند چهکاره شوند؟ اینها که هیچ علاقهای به مطالعه، درس و کتاب ندارند. کجای کارمان اشتباه بود؟ چرا نسل امروز پروفسور حسابی را نمیشناسد؟ چرا هیچ دانشآموزی کتاب داستان نمیخواند؟ چه شد آن قصههای مجید؟ اصلاً این مجله برای چه چاپ میشود؟ مگر کسی هم آن را میخواند؟